سلام علیکم و رحمه الله و برکااااته... قبل از هر چی بیزحمت یه قل هو ال.. چیزی یا هر چی که برا جلوگیری از چش زدن هس بوخونین تا بعد ادامه بدیم
خوندی؟ بوخوووون
خخخخخخخخ
.
اولدنش دوسدایی که حاله بز کوهی رو میپرسیدن مراجعه کنن به اخرین کامنت پست قبل یه اغا/خانومی به نامه یه دوست گفدن که بزی حالش خوبه و مماخش چاغه ...خب خدا رو شکر...فغط امیدوارم یه دوست واقعنی یه دوست باشه و حرفه الکی نزده باشه 
.
من ...ملی.... ملی جون.... ملی ململیان! بدین وسیله ، دی ماه سنه یک هزار و سیصد و نود و شش خروسی را ماهه کشیدن حق از حلقومه باطل اعلام مینمویم! خعلی جالبه...بزارین تیتروار بنبیسم براتون:
یک: دغیغن یک روز قبل شب یلدا بنده موفغ شدم تا مبلغ 200 هزارتومنم رو از حلقومه بنگاهیه بکشم بیرون....برام کارت ب کارت کرد. مرتیکه اوباش
دو: هفته پیش بعده کلاس زبانم با پاپی جانه جانانم رفدیم و مبلغ 440 هزار تومان رو از حلقومه شاگرد مبل فروشه کشیدیم بیرون...مرتیکه کلاهبرداره دله دزد
تازه دو روز بعدش صاحابه اصلی(همون که نقشه کشیده بود قاپه منو بدزده) زنگیده از تهران که خب شما که پوله خودتو پس گرفتی ...حالا چرا اون یه دونه صندلی رو ورنداشتین؟ ( قرار بود دو تا صندلی برام بیاره که از قرار دونهای 220 تومن باهاش حساب کرده بودم. اون شب بعده 5 ماه و بعده تهدیدای بابام مبنی بر شکایت ازشون یه صندلی برامون ورداشته اورده که دسته ش هم کج بود! مام ورنداشتیم و گفدیم پول هر دو صندلی رو پسمون بده) منم جواب دادم با عصبانیت که من از شما صندلی نمیخام جناب و خدافس! دیه کاملا دو تا شمارشم بلاک کردم که عنه زیادی نخوره یه وخ!
سه: سه شمبه زنگولیدم به ماون اموزشیه انتره دانه ولایت مرتیکه برگشته میگه بهمن یه جلسه ایه و اینکه حکم تو رو بزنیم یا نزنیم بستگی به نتیجه اون جلسه داره مگه اینکه رییسه دان بمن دسدور بده که حکم تو رو بزنم! منم طی یک عملیاته گاز انبری زنگیدم به منشیه رییس دان و گفدمش که من نمیتونم تا بهمن منتظر بشم و جاهای دیگه اقدام کردم و پذیرفتنم! یه وخته ملاقات از رییست بهم بده که بیام تکلیفمو روشن کنن. اگه نمیخان حکممو بزنن عدم نیازمو بدن که برم دانشگاهی که پذیرفتنم( الکی! هیچ جا اقدام نکردم که!) گف 5 شمبه ینی یه روز بعدش بهت میزنگم بگم بیای. گفدم اوکی. 5 شمبه صب یه بار زنگیدم گف دکتر گفده نمیخاد بیاد دیدنه من و من خودم دستور میدم به ماون که کارای زدنه حکمو شرو کنن و اینم بره پیشه همون ماون پیگیریه بقیه کاراش. گفدم اوکی پس من یه ساعت دیه میزنگم و اگه با ماون صوبت کرده بود یه راس میرم دان. یه ساعت دیه زنگولیدم و منشی کف رییس گفده نمیخاد بزنگم یه درخواست بنویسه مبنی بر اینکه فارغ التحصیل شده و میخاد تعهدشو شرو کنه و بیاره من امضا کنم و با همون بره پیشه ماون! پاشدم شال و کلا کردم و درخواستو بردم و نیم ساعتی هم منتظر نشستم تا جلسه رییس تموم شه. بعدشم رفدم تو و فغط سلام دادم! نه خسته نباشید و نه هیچی دیه نگفدم! اونم با اخم و تخم درخواستمو امضا کرد و وسطشم پرسید خوبی خانم دکتر؟! منم گفدم بله مرسی! همین! بعدم درخواستو ازش گرفدم و گفتم خیلی ممنون و باسنمو کردم بهش و از اتاخ اومدم بیرون....مردکه جیره خور
خبردار شدم که یه رشته کارشناسی و یه رشته ارشد از وزارت خونه خاستن و تو هر دو درخواست هم اسم و تخصص منو نوشتن ( که ما هیات علمیه این رشته رو داریم) ینی منو اینجا نیگه داشتن که با استفاده از مدرکم برا خودشون رشته تاسیس کنن اون وخت حکممو نمیزنن....اینم یه جور دزدیه دیگه ....عوضیا
حالا شمبه قراره این نامه رو ببرم برا اون یکی دزده ببینم اون چی میگه. ماونه و اصولا باس دستور رییسشو اجرا کنه. حالا میام خبرشو میدم
.
چهار: دخدره عنتر بود اعصابمو خرد کرده بود سره پروژه بالتازار؟ یه جوری شد و یه شرایطی پیش اومد که بالتازار پشت تلفن حسابی دعواش کرده بود. خوبش شد...زنک بیشعور. چن روز پیش زنگولید که تو به بالتازار یه جوری حرفای منو انتقال دادی که اون از دستم ناراحت شده. در حالیکه خدا خودش میدونه من فقط عینه صوبتای همکارا رو به بالتازار گزارش دادم. فقط این وسط دخدره یه دروغی گفده بود و من با انتقاله عینه حرفای همه همکارا ناخداگاه دروغه دختره رو لو داده بودم به بالتازار! و اونم ناراحت شده بود. پس تخصیره من نیس که بالتازار ازش ناراحته. تخصیره خودشه که دروغ گویی کرده و حالا دروغش لو رفته!
در مورد چهار قضیه حق گیری نیس ولی خدا خودش گذاش تو کاسه عنتر خانوم 
.
همینا دیه! قرار بود فردا تهران جلسه باشه که همین انتر خانوم باعث شد جلسه کنسل شه و بیوفته هفته بعد. بدم نشد! هرچند من دو بار بلیط عوض کردم و 30 تومن ضرر کردم. عب نداره فدا سرم. حالا خدا بخاد هفته دیه قراره برم . شایدم دو روز موندم چون میخام برم شعبه سفارته انگلیس تو ایران. نمیدونم اصن رام میدن؟؟! سوالامو میخام بپرسم! این موسسات و شرکتای خصوص برا گرفدنه ویزا پیزا و این حرفا هس ولی به نظرم اینا ادمو تلکه میکنن و برا چاپیدنن. به نظرم ادم خودش دمباله کاراش باشه هزینشم کمتره و اطلاعاتشم بالا میره. من در واقع اگر قرار باشه اقدام کنم برا ویزای کاری انگلیس (تی ار می گن چی میگن؟! تی ار 2) میخام اقدام کنم. ینی ویزای کاری از طریق کارفرما. ظاهرن برا گرفتنه این نوع ویزا مدرک زبان هم میخاد البته مثلا نمره شش ایلتس و اینا. دقیقن نمیدونم نمره زبان حداقل چقد باس باشه. و اینکه چه مدارکی لازمه که من بتونم باهاش برا گرفدنه ویزا اقدام کنم. یه وخت هم از سفارت انگلیس باس بگیرم برا مصاحبه فک کنم. ینی میری اونجا مصاحبه ازت میکنن و مدارکتم فک کنم قبلش براشون میفرستی و یه مبلغی هم باس قبلش بریزی بحساب. حالا همین ریختنه پول به حساب هم خودش داستانه و ظاهرن باس مستر کارتی چیزی داشته باشی که بتونی وجه رو واریز کنی. اینا رو دیروز سرچ کردم ! انگلیس تو ایران سفارت نداره پس منطقن برا مصاحبه جهت اخذ ویزا باس ادم بره ترکیه یا دبی! خلاصه میخام یکی بشینه قششششنگ همه اینا رو برام توضیح بده مرحله به مرحله و جوابامو بده! برا همین میخام برم اون شعبه هه! حالا ادرسشم نمیدونم ! یه جا نوشته بودن ملاصدرا شیخ بهایی یه جا هم نوشته بودن فردوسی!
.
روی مقالمم کار کردم. همون که از داوری اومده. کلی وختمو گرفت ولی خدا رو شکر همه ایراداتی که گرفته بودن قابل برطرف شدن بود. همشو انجام دادم فقط باید یکی از مدلامو مجدد تخمین بزنم و متاسفانه نرم افزارم ارور میده. حالا میخام دوباره بنصبم . خدا کنه اوکی شه تا مقاله ریوایز شده رو بفرسم استادم ببینه و بعدش بدم یه دور ادیتورم بخونه که بخام مجدد سابمیتش کنم. پلیز هلپ گاد.
.
خاهری فردا امتحاناش شرو میشه و عینه چی گیر کرده تو گل و خوشم میاد همشم خابش میگیره! ایشالا که خوب بده امتحاناشو. شمام براش دعا کنین 
.
دیروز الف بطور جدی برگش تو واتس عاپ گف بیا زنم شو!
منم گفدم اول باس اخلاختو درست کنی و بعدم خساستت رو بزاری کنار. بعدم پاشی از اونجا بیای اینجا یه خونه بخری تا بعدش ببینیم چی میشه!
میگه من که پول ندارم خونه بخرم! اخلاخمم همینه دیه 40 سالمه عوض نمیشم که! بیا زنم شو! منم یه خونه اجاره میکنم و قول میدم برات یه گربه بخرم! میگم نمیخام من مامانه گربه های تو کوچه ام...میگه باشه اجازه میدم مامانه گربه های تو کوچمون باشی !! میگم واااااو تو چقد در حق من لطف داری الف! میگه من نه اخلاخ دارم نه پول دارم برا همین هیچ دخدری نمیاد زنم بشه. میگم خو منم مث همه دخدرای دیه! میگه نه تو رفیقمی تو فرق میکنی! رفیقه عادم فرغ میکنه
هیچی دیه اینم بساطه اینه مون!
.
برم که کلی کار دارم. یه عالمه تمرینه زبان بعلاوه مدل زدنه دوباره و کارای جلسه هفته بعده بالی جان! کاری ندارین با من؟برم؟ میرم! مباظبه خودتو باشین و لبخند بزنین 
(4 لایک)
برچسب:
نویسنده: نگین امیری