سلام
جفت گلدونامو اوردم که تویله ابدارچی بدم ولی خب ابدارخونه واقعن گرمه و نورگیر هم نیس. کاکتوسه نور نمیخاد ولی اون یکیه نور میخاد. شایدم گذاشتم اتاخه دسیارا. نمیتونم بدمش دوسم چون اتاقه اونام تو خابگاه نور نداره و گرمم هس!
.
دیروز از صب تا 5 دان بودم و بعدش رفتم خوشمزه های دیابتیه پاپی رو خریدم و شد 154 تومن! یه پودر ژله رژیمی هم براش گرفتم که شب یلدا باسش ژله درست کنم. دوس داره! دو بسته بیسکوییت و یه ویفر. دو تا مربا توت فرنگی و یه مربا بالنگ و یه مربا بهارنارنج. دو تا بسته پولکی. دو تا بسته شکر مصنوعی. دو تا بسته بیس تایی کافی میکس . چهار تا حلوا شکری. یه بسته بیسکوییتم بهم اشانتیون داد. خودمم یه دونه بیسکوییت دایجستیو گرفدم برا خودم که عینه این گاوای شیرده تو گاوداریا نشستم چهارتاشو یه جا خوردم
. خلاصه تو ترافیک تا برگردم دان ساعت شد هفت. شانس اوردم تاکسیه صندلیه جلوش خالی بود گرنه نمیدونسم با یه کوله و دو تا نایلون بزرگ وسیله چ جوری باس اون پشت بشینم. دیه اومدم دیدم تو اتاخه دسیارا هیشکی نیس و دو تا دخدر تو سالن بودن که اونام 5 مین بعد رفدن و من موندم و حوضم! چای تو قوری بود و زیر کتری رو روشنیدم و دو تا چای خوردم با 4 تا دایجستیو و تازه دو تا هم حبه قند! شیم عان می! تلگرام بازی کردم و زنگیدم ب خاهرم و خبرا رو دادم و وخت کشتم تا شد هشت و ربع و دوسمم قرار بود بیاد انگشت زنی دیگه دیدم نیومد پاشدم برگشتم خونه.
تو راه یه دونه از پیشیا رو که همین الان اسمشو میزارم قامبالو کنار سلف دیدم. اغا این عینه جارو برقی میمونه. ینی همین قدر بگم که یه روز هیچی نداشتم بهش بدم و تو جیبم چنتا دونه کیشمیش بود. گذاشتم جلوش همونارو خورد
فک کنم یه بار عسکشو گذاشته بودم همونکه رو مماخش لکه داره! شما تصور کن یه پیشی با شیکمه کاملا گرد و قلمبه از بس که میخوره و یه دمه کوتاهه مخروطی شکل
ادم دوس داره بگیره بچلوندش تا جونش دراد...خخخخخخ خلاصه که دسکش مخمل مشکیم دسم بود و انقدرررر نازش کردم کلشو که مرد از خوشی! فک کنم بخاطر جنس دسکش توهم زده بود یحتمل که یه پیشی داره نازش میکنه
نمیتونسم ازش دل بکنم ! خلاصه دل کندم و رسیدم خونه و انقددددددر گلاب به روتون جیش داشتم که نزدیک بود خودمو خراب کنم! پریدم دسشوری و بعدنشم یه سامونی به خریدا دادم و ظرف شستوندم و بعدم حموم. و لباسشوری البته. دیه بعدنش چسبیدم به بخاری و خیلی هم سرد بود... هااااااا بعد حمام داشم نمازامو میخوندم و اخرای سلام عشا بودم که زنگ درم زنگید! اغا من تازه فمیدم زنگه دره خونم با زنگه دره خونه از دره حیات با هم فرغ دارن
خو هر وخ یکی میاد و میره ایفون رو میزنه و من براش در رو باز میکنم و در واحدمم بلافاصله باز میکنم و دیگه لازم نیس طرف بیاد زنگ واحدمو بزنه! ولی دیروز یهو یکی زنگ در واحدو زد و من سورپرایز شدم از صدای زنگ!! از چشمی دیدم یه خانومه. بازیدم و گف ببخشید اسکارلت باهاتون کار داره الان میاد! اسکارللللللتتتتتتت ؟!!!
اسکارلت!! که اومد دیده عه؟! همون دخدر وحشیس! که همسایه ها اومدن تهدیدش کردن که پلیس خبر میکنن! خولاصه اسکارلت! بهم گف داره میره کانادا!! برا دو هفته و کلید دره واحدشو هم هیشکی نداره!! و من حواسسم باشه!! حالا انگار من سرایدارم! گفدم ینی کسی قرار نیس بیاد خونه شما درسته؟ گف بله! گفدم اوکی ولی من خودمم دو هفته نیسم و قراره برم شهرسان. میگه دانشجویی. میگم عاره. میگه عاخی! خولاصه که شرش کم شد. بمن چه عاخه؟!! دو روز دیگه هم روش زیاد میشه میگه من نیسم بیا گلدونامو عاب بده. به نظر ادمی میرسه که برا دور و بریاش درده سره. تو روال اسباب کشیش اینو از پشت دیوار فمیدم! هر دفه یکی دو نفر میان از خونوادش به کمکش! موندم چ جوری تو کانادا سر میکنه؟! بابا خب منم اسباب کشی کردم دس تنها و همه چیم خودم عرضه سه روز ردیف کردم! این الان یک ماهه نتونس جاگیر شه با اینهمه کمک و دبدبه کبکبه! بگذریم!
.
چنتا پست تو ذهنمه بنفیسم. یکی در مورد زندگی مجردی تو خونه خالی ! و مزایا و معایبش و یکیم در مورد "ززززز" ...خیلی دوس دارم از تو قطار هم یه پست بزارم! حالا ببینیم چی میشه!
.
استاد مهربونه رو امروز صب دیدم و بهم گف این دو هفته رو برو فغغغط بخور و بخاب هاااا! گفدم باشه! چن روز پیش یه عکس سلفی از خودم فرسیده بودم تو گروه چهار نفریه دوسدانه ارشدم! یکیش که همون موقه بود گف این فوتو شاپه یا خودتی؟؟!
دیروزم یکی دیگشون میگه تو چرا انقد وحشتناک شدی؟!
ظاهرن خیلی قیافم زشت شده! مگه میشه عادم در عرض شش ماه یهو پیر شه؟! قطعن از عوارض لاغریه. ولی خب نمیشه هم خدا هم خرما! نمیشه هم لاغر باشم هم قیافم بهترتر از این باشه . ظاهرن وختی توپولم صورتم غشنگ تره. ولی خب بیخیال...عادت میکنن به همین قیافه هم! واللا
.
من دیگه برم. مواظبه خودتون باشین خوشگل موشگلا 
برچسب:
نویسنده: نگین امیری