خرید بک لینک

سلام

دیشب نزدیک دو خوابیدم و دلیلشم این بود که عصری نزدیک به دو ساعت و نیم خواب کرده بودم! امروز صبحم برا نماز خواب موندم و ساعت نه و نیم از خواب پاشدم. نون هم نداشتم و نخواستمم برم بگیرم. یه دونه تخم مرغ ابپز خوردم با یه دونه شکلات عجیب! که دیروز استاد مهربونه بهم داد و یکمم مربا پوست پرتقال دارم که با چای هل و دارچینم میخورمش. شوکولاته رو که خوردم هر قولوپ چای که میخوردم یه چیزایی تو دهنم انگار داشت ترک برمیداشت!! ترکای ریز! صدای ترکای ریز میومد.

قضیه معدنچیا رو هم دیشب فهمیدم و خدا بهشون صبر بده. این مملکت نفرین شدس! کی بود گف؟ فک کنم مهناز افشار بود گف ! راس میگه واقعا نفرین شدیم. دلها همه پر از سیاهی و نکبت شده و دل که سیاه بشه میزنه بیرون و دنیا رو هم سیاه میکنه...خدا به خونواده هاشون صبر بده...قیافه چن تا مادری رو که بالاسره معدن نشسته بودن رو دیدم و انقدر دلم سوخت که خدا بدونه. خیلی مظلوم بودن

از دیروزه پست قبلی که حالم بد بود تا خوده الان تقریبا هیچ کاره مفیدی نکردم و مقاله نویسم و زبان خونیم تعطیل شده. فقط یکم سرچ در مورد دوره های پسا دکترا کردم و یه چیزایی دستم اومده. چکیدش اینه که : چلنج بزرگی هست و اگر بتوم همچین فرصتی گیر بیارم دو ساله تموم بایس پوسته خودمو قلفتی بکنم! کاش بشه ! حاضرم برم و دو سال اون ور نخوابم و نخورم و یه سره کار کنم. پناه بر خدا

.

دو تا پنجره ها مو باز کردم و بارونم که داره میباره...خدایا شکر...ولی امسال من از این هوای ملس هیچ بهره ای نبردم. یادمه پارسال سرگرمه تحلیلای فاز اول تزم بودم و پنجره ها رو واز میکردم و گاهی هوا انچنان خوب بود که فک میکردم تو بهشتم. اما امسال همش غصه سرم هوار شده. ایشالا که حل شه زودتر و منم بتونم به هدفم برسم.

.

دیگه حرفم نمیاد...اخره هفته دیگه تصمیم نهاییشونو اعلام میکنند. چشمم اب نمیخوره مثبت باشه. توکل بر خدا ... برم دیگه....مواظبه خودتون باشین بچه ها جون

برچسب: نویسنده: نگین امیری تاريخ: چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:06

صفحه بندی