... و اونم اینکه وختی سحری ها پلو میخورم کمتر احساس گشنگی میکنم!
سلام 
.
دیروز شب دیروخت خابیدم . یکی از دوستام دو شبه که ساعت 12 و نیم اینا شرو میکنه باهام چت کردن تااا 1 و نیم اینا! دلمم نمیاد خدافظی کنم ازش و اینجوری میشه که نزدیکای دو میخابم و این خیلی بده چون سه دوباره پامیشم و یه ساعت بعد اذان هم نمیخابم و تو جام میشینم ( اگه بخابم معدم اذیت میشه) و اینطور میشه که صبحها زودتر از ده نمیتونم پاشم. ایشالا امشب زودتر میخابم!
سه و نیم پاشیدم و یه کته گذاشتم که با کوکوئه بخورم. راستی کوکو خیلی خوب شده بود فقط نمکش کم بود. تا کته هه هم بپزه یه ربع به 4 شد و من تو این فاصله بقیه چیا رو خوردم! زولی و بامی با چای و دو تا لقمه نون پنیر با نصفه شیر کاکایو و یه دونه زرد الو! کته که پخت با کوکو خوردمش و چشتون روز بد نبینه بدمزه ترین کته عمرم بود! خیلی بی نمک و روغنم که توش نریخته بودم. دیه تا 4 و دو دقه سریع دندونامو مسواکیدم و نمازیدم و اینستاگرامیدم تا 5 و نیم اینا.
.
صبح هم تا ده خسبیدم. البته یه بار نه و ربع پاشیدم ولی تمبلی کرده و دوباره خابیدم. ده تا 11 کلی ظرف داشتم که شستم و تا 12 تو نت چرخیدم و بعدش نشستم به نوشتنه مقدمه مقاله. اگه خدا بخاد و امشب بتونم تمومش کنم عالیه. فعلا استخون بندیشو ریختم و باس یکمم سرچ کنم و بعد دس به قلم ببرم. این وسط مسطا هم یه مقاله ای رو که مشترکا با یکی از دوستا کار کرده بودم داوریش اومده و مطمئن نیستم منو نویسنده اول زده یا نه ولی خب تا جایی که یادمه اینجوری توافق کرده بودیم. برام نوشته که مقاله رو طبق کامنتای داوری اصلاحش کنم و منم براش نوشتم فایله نهایی مقاله رو ندارم. البته ژورنالش اسکوپوسه ولی خوب بازم غنیمته. کاچی بعضه هیچ چیه. یه مقاله دیگه هم تو همین ژورنال دادم که امروز که چکش کردم تحت داوری بود و خدا کنه اونم ردش نکنن. اگه ردش نکردن یه مقاله زپرتیه دیگه دارم که اونم میفرسم همینجا یا یه اسکوپوسه دیگه. به امید خدا! بهتر از هیچیه خب!
.
طرفای 4 خابیدم تا 5 و نیم و پاشیدم نمازامو خوندم و الانم که دارم می اپم. برا افطار نون و پنیر و گوجه داریم با زردالو و فرنی که با شیره انگور قراره شیرین بشه و هااااااااااا یه لیوانم اب پرتقال داریم که ظهری گرفتم با پرتاقالای چروکیده که از شمال برام اومده! یک سومه کوکوی دیشبم مونده که یحتمل میزارمش برا سحری مجددا! شایدم خوردمش برا افطار! برا سحری هم از همون شب کته میزارم بپزه! یه وعدم خورشت تو جایخی دارم! اینم از این.
.
یحتمل هفته اینده میرم خونه. نمیخام لجبازی کنم چون اینجور مواقع حاله خودم بدتر میشه. واللا! چه کاریه؟! ولی باس رویکردمو عوض کنم و بتونم خودمو عادت بدم که تو خونه هم کار علمی بکنم و فقط کاره خونه نکنم. هر چند خیلی سخته با توجه به عدم مسئولیت پذیریه وسطی بویژه!
.
همین دیگه... دوسه تون دارم دوسه تانه جان 

برچسب:
نویسنده: نگین امیری