خرید بک لینک

ایه رو حال کردین؟!

حالم خعلی خراب و ک ......ه ! این اصطلاحو همیشه الف بکار میبره...مثلا طرف قیافش ک .... ه یا اوضاعم یا حالا هر چیم! خلاصه از این اصطلاحه وزین زیاد استفاده میکنه!

.

اتفاقه جدید الان اینه که یکی دیشب همین موقه ها زنگید و دعوت به کارم کرد که برم مرکز تحقیقاتشون. به عنوانه هیئته پژوهشی. تو همین تهرون! البته این حرکت یه حرکته بسیار دور از ذهن و غیر نرمالیه تو این بیداده بی شغلی  و شمام فک نکنین من چقدر کارم درسته که همچین اتفاغی برام افداده! و هر قدر هم کارم درست باشه تو مملکته ما هیچ وقت ازین اتفاغا نمی افته ! قضیه رو نمیخام کامل توضیحش بدم ولی خولاصش اینه که رییسه این مرکز خواسته در حق من لطف بکنه! بنا به دلایلی! البته فک کنم نیتش این باشه! شایدم نیتش اینه که منو بکشونه تو مرکزش و اونجا تا میتونه حاله منو بگیره! هر دو صورته خوش بینانه  بدبینانشو گفدم!

.

نمیدونم چه تصمیمی باس بگیرم! فغط اینکه پس فردا میرم عن عن رو ببینم...این دیگه اخرین تیریه که میخام بزنم ..., و امیدی هم ندارم به هدف بخوره ولی خب تیره زدنی رو باس زد

خاهرا میگن برو مرکز مربوطه و منفی فک نکن. مامی میگه من زیاد دیدم مثبت نیس ( اینجا بود که به تشابه شخصیتیه خودم و مامی بیش از پیش پی بردم! البته در برخی موارد) و پاپی هم که طفلی طبق معمول اخرین نفریه که قراره از قضیه خبردار بشه و هنو بیخبره!

.

چشام درده! دیروز روز سیزدهمه ختم سوره واقعه بو د و امشب شبه چهاردم و اخرین شب.... از خدا خواستم که کمکم کنه بهترین تصمیمو بگیرم! 

دعام کنین

قوبونه همتون!

برچسب: نویسنده: نگین امیری تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 1:25

صفحه بندی