خان اول رد شد! - تاریخ: 1396/2/27 ساعت: 3:06
سلام مجدد دقیقا ساعت 15:28 دقیقه عضوی که قرار بود ازم حمایت کنه(اینجا بهش میگم دکتر بالتازار) بهم زنگید. جلسه رو رفته بود اخه صبح یه بار بهش زنگیدم که تو جلسه دیگه ای بود و گف یه ساعت دیه بزنگ و یه ساعت بعدشم زنگیدم وجواب نداد و لذا بهش اس دادم
ملی اومده! - تاریخ: 1396/2/27 ساعت: 3:06
سلامن علیکمواه واه واه واه ....دیدین چه گرم شده هوا؟ من که هوای بهاری امسال کوفته جونم شد...خدا از باعث و بانیش نگذره چطور مطورین پگور مگورا؟! خوبین خوشین مماخ پماخ چاخه؟! پریروز و دیروز و امروز رو حسابی مغشول بودم. مشغوله حمالی دادن به ماون اموزشی
اخرین شب یک هزار و سیصد و نود و پنج - تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 8:23
سلامن علیکمملی اینجا نشسته و امادس که خروس جونه کاکل زریه ١٣٩٦ رو در بقله خود بفشاااره  :)))) ولی نه الان اماده نیسم ! خروس جون برو فردا حوالیه ساعت ١٢ اینا بیا که تر و تمیس و حموم رفته باشمم حسابی بچلونمتتتتتت خخخخخخخخ... یاده بچگیام افتادم! من یه بچه جوجه باز بودم!! اوله تابستون بعده امتحانا
کمر درد بیسابقه :(((( - تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 15:06
سلام دوستای گل مجازیم امیدوارم خوب باشید این روزای اخره سالی من که حسابی شلوغم. انقدر که نرسیدم دو تا مقاله ای که قرار گذاشته بودم تا اخر سال سابمیت کنم  رو برسونم به سابمیت و موند برا سال دیگه. اگه خدا بخاد چند روز اول عید روشون وقت میزارم. پنجشنبه نوزدهم بود که بلیط داشتم برا و
ملیه ٣٥ ساله - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 14:51
سلاموسطه اشپزخونه تکونی گفدم بیام هم ی استراحتی کنم و هم ی پست بزارم به افتخاره خجسته سالروزه میلاده باسعادتم. خداوندا تو را سپاس که به من یک سال دیگه فرصت زندگی کردن و نفس کشیدن دادی... پارسال روز تولدمو یادم نمیاد که دقیقا چطور گذشت. احتمالا یا تو قطار بودم یا تو خونه و در حال خانه تکانی... .
خوشکلاسیون پیش از دفاع :)) - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 23:43
سلامملی رو از ارایشگا میشنوفین! چرا زودتر ب ذهنم نرسید که بپستم؟!؟ جونم براتون بگه دیروز هفت صب بلند شدم و تا ١١ و نیم رو اسلایدا بودم و بعدم رفتم کارگاه ک تا خوده دو طول کشید و اومدم از بوفه ی ساندویچ کوکتل پنیری و ی دوغ خریدم و همه ش رو هم خوردم ، البته با همراهیه پیشی مماخو! بقیشون نبودن. بعدش را...
دفاع تموم شد - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 23:43
سلام بچه ها جونممرسی بابت کامنتاتوندفاع عالی بود و نمره کاملو گرفتم، ولی نمیدونم چرا اونطور ک باید خوشال نیستم! شاید بخاطر خستگیه مفرطه.،من کامنتاتونو بعدن تایید میکنم و ممنونم بابت مهربونیاتون.... 
خدایا لطفا حمل بر ناشکری نشه - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 23:43
سلامامروز یک روز بعد دفاعمه و من تو جام دراز کشیدم خسته و کوفته! روز قبل دفاع خاهرا رسیدن طرفای شش صبح. من تا خوده ٤ بیدار بودم و باپرزی اسلاید میساختم. دیگه اومدن و منم تا هشت دوباره خابیدم همراهشون و بعد پاشدیم صبونه زدیم و طرفای ١١ رفتیم سمت گل فروشی. دو تا سبد گل یکی کوچیک برا استادم و یکی بزرگ ...
چهارشنبه 11 اسفند 95 و من حالم خیلی بهتره - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 23:43
درست نوشتم تاریخو؟!  سلام بر همه شما دوستای خوب و عزیز و دوس داشتنیم...ینی ها! الاهی که همه درد و بلاتون بشه تریلی بیاد از رو برخی مثلا رفقای عالم واقع رد شه!! واللا! اون شب با وجودیکه چشمام داشت میترکید ولی براتون نوشتم شرح روز دفاع رو. صبحش که کامنتاتونو خوندم حالم خیلی بهتر شد. صبحش که پاشدم به خ...
فیلم با دور تند - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 23:43
سلامزندگی مث یه فیلم با دور تند میمونه وختی برمیگردی و گذشته ها رو مرور میکنی ... پست جمعه گذشته اون زیره با عنوان " خوشگلاسیون..." بخونینش :)))) اونجایی که ارایشگره اسممو خوند دیگه مجبور شدم پست رو نیمه کاره رها کنم .
خرید الات و ادوات سفره هفت سین - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 23:43
هفته پیش انقدر حالم بد بود که فک نمیکردم حالا حالاها خوب بشم! ولی شکر خدا خوبم. البته گاهی حسای بد مث یه حمله میان سراغم که سعی میکنم جلوشون وایسم و نذارم حالمو بد کنن. یادم رف سلام بدم! سلام عچقولام! موعااااااچ :******پنشمبه به ریلکسیشن و دیدن فیلم لاک قرمز گذش. اولش میخاسم برم خرید که خاهر بزرگه گ...
فارغ شدم! - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 23:43
سلام بر بروبچز مجازیخوبین خوشین سلومتین؟ امیدوارم باشین!منم عی!.قبل از هر چیز بگم که من امروز رسما فارغ التحصیل شدم. اون فرمه هس که توش پر از جای امضاس! همه رو بردم امضاهاشو گرفدم و تمام! .حالا بریم از اولش! صب ساعت شش و ربع پاشیدم و بعد نماز ظرفای شام دیشبمو شستیدم! خب خاهری از ولایت دسپخته خودشو ب...
ابلاغیه!! - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 23:43
سلامدارم با موبی می عاپم ! دسته عاخر برا الواتی در نت باس برم روشنش کنما ولی خب بدلیل گشادیه اندام تحتانی فعلن چسپیدم ب زمین! امروز صب شش و  بیست و چار دقه پاشدم و شیطونو لعنت دادمو نمازیدم! عااااششششقه خودمم با این نماز صبحای دقیقه نودیم! دیه دوباره خابیدم تا هش. قبل خاب هم نقشه املتو کشیدم که بزار...
خرید عید - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 23:43
درود و دوصد بدرود امیدوارم احوالاتتون خوب باشه :))) منم شکر. دیروز طرفای هفت عصر کتابامو اوردن، تو سه تا بقچه پارچه ایه بامزه پیچیده بودن و گذاشه بودن تو پلاستیک. با "به اواز باد گوش سپار" هاروکی موراکامی شروع کردم و فک کنم نصفشو خوندم تا شب. بیشتر از خوده قصه، داستانه زندگیه خوده نویسنده ک در ابتدا...
با هم بگوشیم :))) - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 23:43
اینو بگوشید غشنگه خخخخخخ :)))))نمیدونم کجا اینو خوندم یا شنیدم که شهرام شب پره صدای عجیبی داره! بیشتره ترانه هاشو هم وقتی شادی و میشنوی ب دلت میشینه و هم وقتی غمگینی و میشنوی بهت میچسبه! ینی ی ترانه خاص در هر دو حالت جواب میده! ببقشین دیه فغط لینکشو گذاشم! لینک نشد بدم! ایناهاش ادرسش ://http://mynex...
یک هفته قبل از دفاع! - تاریخ: 1395/12/1 ساعت: 23:12
سلامامیدورام خوب باشین دوستایی که بهم لطف دارین و سر میزنین. اینجا دیه تقریبن دفترچه خاطراته شخصی شده و فک کنم مخاطبام 5-6 نفر بیشتر نیسن. اتفاقن اینطوری بهتره. خودمم دوس ندارم زیاد شلوخ بشه! هر چه شلوخ تر بشه خطره لو رفدن هم بیشتره . دنیا جای کچیکیه..عرضم به حضورتون که یادم نیس اخرین روزی که نوشتم ...
بلیط بخرم نخرم چه کنم؟! :/ - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 13:33
سلام مامانم جمعه میگف اخبار گفد بلیطا فروشش از هجدهم شرو میشه. حالا من موندم چه کنم. رو تخته وایت بردم تاریخ دفاعمو زدم بیست اسفند ...تخته کائناته یه جورایی و بهش ارادت دارم خب قضیه اینه که الان چند ساله خونه تکونیه خونه پدری حوله بنده میچرخه و من مدیریتشو بر عهده دارم... البته این پروژه یه مدیر دار...
گمشده! - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 13:33
لعنت به دله سیاهه شیطون دقیقا یک ساعت و نیمه که دارم بین فایلام توی یه فلش فینگیلی دمباله فایل اکسلی میگردم که یه ده روز پیش ساختمش...دقیقا از ساعت 3 دمبالشم و الان تو یه فولدر نامربوط پیداش کردم! هیچی همین!اومدم ثبتش کنم که جهانی شه!
انتظاااااااااااااااااااااااااااااااااار می کشیم! - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 13:33
سلامن علیکم.منتظرررم! امروز عصر طرفای 6 که از خاب پاشیدم دیدم استاد بعد یک ماه و اندی پیگیری مداوم و هر روزه گفته ساعت هشت و نیم تا نه میتونه بیاد و یه جلسه کوتاه باهام داشته باشه. الان سه دقه به نهه و اگه استاد به اسکایپ شما زنگیده به اسکایپ منم زنگیده .امروز هم جلسه مذخرفه مربوط به طرح تحقیقاتی رو...
هیجان!! - تاریخ: 1395/11/28 ساعت: 13:33
سلام! ووووووی خابم نمیبره! طرفای ساعت هشت و نیم اومدم ک پست بزارم و دو سه پاراگرافم نوشتم ولی استادم اومد و نتونسم ادامه بدم. چرک نویسش کردم تا بعدن تکمیل کنم و انتشار بزنم. از هیجانه بیخابیم! حالا فردا میام میتعریفم! محتاجه دعاها و انرژی مثبت دوسدان هسم... قوبونه همتون:**** خدا جون لطفا خابم ببره م...

برچسب‌های محبوب

کوتاه نوشت