یادداشت251 ... بغله یک فرشته :)
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 13:31
سلامدیروز تصمیم گرفته بودم که امروز حضوری برم موسسه چون منشیه دکتر قرار بود بهم بزنگه و وقت بده و زنگ نزده بود. خوده دکتر هم ایمیلمو نجوابیده بود. صب شش بیداریدم و نمازمو خوندم و خوابیدم دوباره تا هشت و نیم. بعد پاشدم سریع چای نبات و نون پنیر خوردم و پوشیدم و رفدم سمت موسسه. وارد اتاق مسئول دفتره دک...
یادداشت 252... :)
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 13:31
شنبه 21 مرداد 1396 ساعت 23:32 سلام خستمه ولی گفدم بیام بنویسم دیشب تو تلگرام خوندم ک شهاب بارونه و از دیشب شرو شده تا صبح فردا (ینی صبحه ی شمبه که میشه چهار پنج ساعت دیه!) دیشب ی بار طرفای ١٢ اسمونو جوریدم چیزی ندیدم. موقه خاب ساعتو گذاشتم ک ٥ پاشم برا نماز . پاشیدم و باز جوریدم ولی بازم شهابی ندیدم...
یادداشت 253
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 13:31
دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت 13:12 ووووووی سلام! با دیدنه کامنت زهرا جونی و بهار جونی کلی انرژی مثبت گرفتم دستتون درد نکنه! ووووووی هم بابته اینکه فردا با اغا رییسه موسسه جلسم فیکس شده و یه جورایی مصاحبه هس! حسابی باس اماده برم که اونجا ابروریزی نشه....ابروریزی؟!! ابروریزی کدومه باس بدرخشم! به الف اول ...
یادداشت 254
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 13:31
سهشنبه 24 مرداد 1396 ساعت 22:55 سلام خستمه و صب ساعت 7 با بالی جون قرار دارم که مقالشو ببینه. این یعنی یه رب به شیش باس پاشم امروز مصاحبه بد نبود. ینی میدونی چیه؟ شایدم خوب بود! ولی کاش بهتر حف میزدم...نمیدونم احساس میکنم میتونستم قوی تر باشم. از مصاحبه که اومدم بیرون منتظر موندم که جلسشون تموم شه ک...
یادداشت 255 ... صبحه گربه ای :)
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 13:31
چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت 08:50 صب یه رب به 5 پاشیدم و ده مین الکی نشستم سر جام و بعدم نمازیدم و تا بخام اماده شم و صبونه نیمرو کره ای بخورم و یه چای کهنه شد ده مین به هف. سریع اشغالامو ورداشتم و پریدم سر کوچه گذاشتمشون و د بدو سمته دان. خشبختانه 7 و 5 دقه دان بودم ولی بالی هنو نیومده بود. دیه 5 م...
یادداشت 256
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 13:31
جمعه 27 مرداد 1396 ساعت 20:47 سلام عصر جمعتون غیره دلگیر! اخرین روزی که نوشتم چارشمبه بود! فردا با بالتازار دوباره ساعت 9 و نیم قرار دارم. مواد جلسه چهارم شهریور رو که برا یه پروژه ای هست اماده کردم و قراره نشونش بدم. و اگه فرصت شد رو مقاله مشترک کار کنیم چون چارشمبه که عملا نشد کاری کنیم. . چارشمبه...
یادداشت 237 .... همین الان یهویی در ولایت
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 14:34
سلام به حضور انور معدود مخاطبانه انگشت شماره عزیزم البته هر چی کمتر باشین بهتره و این گوشه برا من امن تره چون نمیخام اشنا پاشناهای اون بیرون یه وخ ازینجا سر دربیارن! واللا! . من پریروز در یک حرکت انتحاری بلیط خریدم و دیروز راه افتادم سمت ولایت و امروز نصفه شبم رسیدم وِلی جون چارشمبه بود که رفدم به
یادداشت 234 ... فرفری موهاش!
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 1:25
فرفری موهاش بیان وسط نه نه قبلش برین اینو دانلود کنین: با نو جان از امیر عباس گلاب فرفری موهای غزل خوانه من بپرررین بقلممم بینم هوس کردم برم موهای وز خورده چن رنگمو فرفری بکنم .خب این چن روزو یه روزشو ذوق مرگ شدم بابته اینکه تو شهر الف اینا قبولم کردن که
یادداشت ٢٣٥ سوالات تلخ ممنوع !
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 1:25
جمعه 16 تیر 1396 ساعت 15:25 اینو ندا جون کامنت داده بود خیلی خوشم اومد گفتم پستش کنم! مِرسوکْ ندا :** تا به حال شده است که با یک پرسش نامربوط از دهان یک آشنای دور یا حتی نزدیک، انقدر غمگین شوی که نتوانی تا چند دقیقه خودت را جمع و جور کنی؟!راستی چرا مردم از هم اینهمه سئوال می پرسند؟چرا مثلا می پر
236 ..... بلا بلا بلا بلا تکلیفون اندر بلا تکلیفون فیها خالدین!
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 1:25
ایه رو حال کردین؟! حالم خعلی خراب و ک ......ه ! این اصطلاحو همیشه الف بکار میبره...مثلا طرف قیافش ک .... ه یا اوضاعم یا حالا هر چیم! خلاصه از این اصطلاحه وزین زیاد استفاده میکنه! .اتفاقه جدید الان اینه که یکی دیشب همین موقه ها زنگید و دعوت به کارم کرد که برم مرک
یادداشت 232
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 4:13
یکشنبه 11 تیر 1396 ساعت 22:09 سلام عگور پگورا! منو از تهران میشنوفین باورم نمیشه صبح حالم به قدری خوب بود که زدم زیره عاواز تو خونه حینه تمیس کاری! و الان که دارم میتایپم حالم از اون رو به این رو شده و مث مریضام! دیدین ادم حالش بد میشه و گلاب به روتون بالا میاره بعد ماهیچه هاش میگیرن؟ من همچین حس
یادداشت 233 ---بلاتکلیفون!
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 4:13
سلامگفدم بیام بخبرم , حرف خیلی دارماااا ولی نمیدوم حال کنم که بنبیسمشون یا نه..صب ساعت هشت پاشدم و اماده شدم و داشتم شرو میکردم به صبونه خوردن که دیدم یه دوسته قدیمی زنگید. همونی که چن ماه پیش میخاس بیاد تهران با دوسش برا کنسرت و چن روز میخاس بمونه پیشه من و من
عید فطرتون مبارک
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 2:47
... همین دیگه ! عیدتون مبارک :))) الاهی ب حق این عید هممون عاقبت بخیر شیم ... امین! تا خرتناق خوردم و میخام بهابم بعد پاشم دلمه های برگ مو رو بپیچم. موادشو تهیه کردم مونده پیچیدنش ... سه روزه کاره علمی نکردم. اوف بر من! امیدوارم روز تعطیل رو بخوبی سپری کنید... قوبونتون :***
بز کوهی کجایی؟! :(
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 2:47
سهشنبه 6 تیر 1396 ساعت 12:20 سلام این پست در واقع یه اعلامیه برا بز کوهیه! روز نوشتهای بز کوهی وبلاگی هس که من از دو سه سال پیش خوندمش و همیشه براش کامنت میزاشتم و کلی قر میدادم برا خودش و مخاطبانش خولاصه که دوسش میداشتم ولی خب این اواخر سر اختلافات نظری که تو برخی مباحث پیش اومد اون از من دلخ
یادداشت 231
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 2:47
چهارشنبه 7 تیر 1396 ساعت 22:48 سلام از این به بعد میخام شماره بدم به یادداشتام! البته تا وختی عخشم بکشه ! یه ساعت پیش از حموم در اومدم و دو تا خرما خوردم با چایی که خاهر بزرگه ریخته بود و یکم اینستا گشتم و الانم نشستم که مثلا کاره علمی بکنم! کولر هم روشنه و من یکم سردمه ولی خاموشش نمیکنم. طفلی خا
ملیه کدبانو
-
تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 20:06
شنبه 3 تیر 1396 ساعت 17:23 سلامن علیکم و رحمه الله و برکاته بر شما و خاندانه مطهرتان باد چه جوریکایین؟ خوف موفین؟ منم عی بد نیسم شکر....عاخیییش فغط یه روز دیه روزه دار خاهیم بود...من خابم بهم ریخته. دیشب تا ساعت 5 و نیم فقط سه ربع خابیدم و بعدش بیهوش شدم تا 11 . در این اثنا هم سه نفر بهم زنگیدن
شب از نیمه گذشته ...
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 7:53
سهشنبه 16 خرداد 1396 ساعت 01:25 نیمساعت پیش مقاله بالتازارو براش فرستادم. کار چندانی روش انجام ندادم و فقط چنتا پاراگراف و هف هش تا منبع بهش اضافه کردم. براشم نوشتم که اگر صلاح بدونی لازم نیس اسممو تو مقاله بیاری چون من کاری نکردم و زحمات اصلیش رو دوش خودتون بوده. این چن روزو نت گردی کردم و یک
حمله شده!!
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 7:53
چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت 14:52 چهار پنج نفر که کلی اسلحه گنده گنده و بمب و ازین حرفا بهشون اویزونه چطور از داخل ساختمون مجلس سر دراوردن؟؟!!! واللا من یه بار یه کیف از اینا که تو یه همایشی بهم داده بودن با خودم بردم دان. ینی مجبور شدم لبتابمو بزارم و توش ببرم چون کیف لبتابم تو ولایت مونده بود.
پست هاپویی 1 !!!
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 7:53
چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت 22:27 سلام یک گذاشتم چون یحتمل ادامه دار خواهد بود این شرایط هاپویی . یک: چرا مردای ایرونی انقدر هرزه ان؟!!! یا بهتره بگم چرا 99 درصدشون انقدر هرزه ان؟!!!! (دور از جونه اون یک درصد! که اقا دوستای منم جزوه همین یک درصدن) خب دلیلش واضح و مبرهنه! چون دین شرع عرف کوفت و
یه کشفه جدید
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 7:53
... و اونم اینکه وختی سحری ها پلو میخورم کمتر احساس گشنگی میکنم!سلام .دیروز شب دیروخت خابیدم . یکی از دوستام دو شبه که ساعت 12 و نیم اینا شرو میکنه باهام چت کردن تااا 1 و نیم اینا! دلمم نمیاد خدافظی کنم ازش و اینجوری میشه که نزدیکای دو میخابم و این خیلی ب